|
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببين اين گريه هام از عشق چه زوندوني برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه لالايي ها ، ديگه خوابي ، به چشمونم نمي نشونه يكي با چشماي نازش ، دل كوچيكمو لرزوند يكي با دست ناپاكش ، گلاي باغچمو سوزوند تو اين شب هاي تو در تو ، خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهايي ، داره مي باره از هر سو خداحافظ گل مريم . گل مظلوم پُر دردم نشد با اين تن زخمي، به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو ، به خواب قصه بسپارم از اين فصل سكوت و شب غمِ بارونو بردارم نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني تو كه بيدار بيداري ، بگو از شب چي مي دوني تو اين روياي سر در گم ، خداحافظ گل گندم تو هم بازيچه اي بودي، تو دست سرد اين مردم خداحافظ گل پونه ،كه باروني نمي تونه طلسم بغضو برداره ،از اين پاييز ديوونه
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو . با يه پسر با موهای بلند و قد کشيده .
خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم بدرقه لازم ندارم خودم میرم عزیزترین نذار بمونه زیر پا ، قلبمو بردار از زمین، دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود غافل از این که قلب من منتظر اشاره بود...
دوست دارم تورا در آغوش بگیرم سر روی شانه ام بگذار،تا در گوشت آرام آرام زمزمه کنم حس تولد دوباره "ای معنای عشق، تورا دوست دارم" این ها همه رویاهای من است سنگینی این رویای طلسم شده ، جسم خسته مرا بیش از پیش خسته و ناتوان کرده به خوابم بیا... بهار
برگرد که بی تو هیچم برگرد که بی تو میمیرم برگرد میدونی که بی تو تنهام برگرد میدونی که بی تو هم خونه با غم هام برگرد تا دلم بی کس و تنها نمیره برگرد تا شبهام رنگ تنهایی نگیره برگرد که دیگه طاقت ندارم باور کن نمی تونم، بی تو کم میارم برگرد نزار جای تورو تو دلم، کس دیگه ای بگیره برگرد نزار دفتر خاطره هام واسه همیشه بسته شه روش غبارغم بشینه برگرد بزار حس کنم تورو کنارم برگرد بزار محکم باشم وقتی غصه ها میاد به یادم برگرد که من بی تو تنهاترینم اگه نیای همین گوشه جون میدم میمیرم بهار
روز آخر
داری میری از پیشم واسه همیشه اما این دلم هنوز بهونتو می گیره نمی تونم ببرم من تورو از یاد دل من انگاری باز تو رو می خواد نمی تونم ببینم نیستی کنارم چشمای من بی تو دنیارو نمی خواد جسم خستم بی تو هیچ جونی نداره انگاری می خواد بمیره اگه تو نیای دوباره بی تو زندگی واسم نداره رنگی لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی برو گل قشنگم خدا پشت و پناهت دل غمگین و خستم هنوزم هست به یادت بهار
روزای اول آشناییمون یادت میاد چه ساده دلامونو دادیم به هم یادت میاد واسه شنیدن صدای ناب خنده هات ثانیه هارو میشمردم یادت میاد برای یه لحظه دیدن چشمات از همه دل می بریدم یادت میاد توی غم ها شادیها باهم بودیم یادت میاد توی جشن آسمون به خاطر ستاره ها ما هم بودیم یادت میاد یادته توی شبای مهتابی کنار عطر گلای رازقی دستاتو گذاشتی تو دستای من گفتی تا آخر دنیا باهاتم بهار من یادته خیره شدی به آسمون چشماتو بستی و گفتی خدا جون مرسی که دادی به من یه همدم ویه هم زبون اما حالا... رفته اون روزای خوب عمرمون رفته اون ماه شبای مهتابی رفته اون عطر گلای رازقی من شدم بی کس وتنها تو شدی همدم غم ها می دونم به یادم هستی می دونم به خاطر من از همه دنیا گسستی ولی دوست دارم بدونی همه دنیای من فقط تو هستی بهار
کنار آشیان تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند برای چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
بی تو در خلوت شب ناله می کرد دل من
با هر ترانه از تو خوندن گریه می کرد دل من دیگه تنهاتر از این نمیشه باشم می دونی؟ سخته برام از تو جدا شدن می دونی؟ به دلم وعده دادم که چشمات مال منه به خدا دوستت دارم این دیگه حرف آخره
عشق تو واسم یه رویاست ،یه رویای ناتمومه
من می خوام پیش تو باشم تورو داشتن آرزومه دوست دارم واسم بخونی قصه های عاشقونه قصه هایی که تمومش توی ذهن من می مونه دوست دارم صدای نازت همیشه تو گوشم باشه دوست دارم عطر نفسهات همیشه تو جونم باشه دوست دارم روزی هزار بار بنویسم اسمتو رو درو دیوار دوست دارم شبا به یادت برم تا به اوج آسمونا بشمرم ستاره هارو تا تو باز بیای تو رویام تو ی رویا دستاتو بازم بگیرم تا بدونی با تو من عاشق ترینم با تو من باز توی غم ها به اوج شادی رسیدم تویی اون که دل پاکش وسعت دریارو داره تویی اون که نور چشماش به دل سرد و شکستم نور و روشنایی دوباره داده تویی که هرم نفسهات دوباره به قلب خستم گرمی و نشاط داده تویی اون که توی رویام منو از تنهایی ها نجات داده بهار
با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد تو دلم هرم نفس هات قصر سرمارو فنا کرد تویی اون که تو وجودت نیمی از خودم رو دیدم با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم با تو شادم،با تو مستم،دستاتو بزار تو دستم بی تو جون میدم به ظلمت،با تو عشقو می پرستم گم شدم تو شب چشمات،تو شدی ماه و ستاره تو شب سرد و سیاهم با حضورت میشه حس کرد یه نفس عطر بهار میشه از لبای تو چید عطر باغ قصه هارو من مسافری غریبم توی جاده نگاهت که چشام مثل قدمهات تا ابد مونده به راهت باورم کن که فقط تو،تویی معنای وجودم تو بیا تا غم دوریت نره توی تارو پودم...
بهار آمد که تا گل باز گردد سرود زندگی آغاز گردد بهار آمد که دل آرام گیرد ز درد و غصه ها فرجام گیرد سلام به همه دوستای گلم امیدوارم که خوب باشین .سال جدید هم که نزدیکه ،نمی دونم سال ۸۷ واسه شما چه جوری گذشت اما واسه من زیاد جالب نبود سال نو همگی مبارک
آنگاه که دل پر می کشد ومن آواره وسرگردان به دنبال تو ره گم میکنم تنها ستاره ای که در شفق میبینم تو هستی ای گل زیبا...چه درد آور است انتظار و چه سخت است تنهایی... باز این شب های من بی قرار از یاد توست،در وجود خسته ام رد پای توست،پشت یک پنجره چون مرغی اسیر این دل دیوانه ام قربانی توست. عشق تو آرام با شب بر ته قلبم نشست،قطره اشکی مثل شبنم روی مژگانم نشست،پرتو چشمان نازت ماه دل شبهای من...با فروغ نازنینش بر سر راهم نشست... اگر می توانستم در دنیا چیز دیگری باشم،می خواستم اشک تو باشم که در چشمانت متولد شوم،روی گونه هایت زندگی کنم و روی لبهایت بمیرم... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی. دوست داشتن همیشه گفتنی نیست گاه سکوت است وگاه یک نگاه...غریبه.این درد مشترک من وتوست که گاهی نمی توانیم در چشم های یکدیگر نگاه کنیم. تو میروی ومن فقط نگاهت میکنم،تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است... گفتمش بی تو چه می باید کرد؟عکس رخساره ماهش را داد،گفتمش همدم شبهایم کو؟تاری از زلف سیاهش را داد.وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد،یادگاری به همه داد و به من...انتظار سر راهش را داد. يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد... تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم... شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش، آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي، تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش... گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم ؟گفت :با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم؟ گفت :با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم؟ گفت :بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم؟ گفت: بنويس دوست دارم.. سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش. فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند.
باورم نمیشه نیستی رفتنت مثل یه خوابه حالا دیگه واسه ی من با تو بودن یه خیاله میری از پیش من اما دل من هنوز باهاته چشمای بارونی من هنوزم چشم به راته یادته بهم میگفتی تا همیشه من باهاتم اما حالا رفتی و من اسیر خاطره هاتم خاطرات تلخ و شیرین غم وغصه،عشق دیرین چه ساده رفتی ز پیشم بدون اینکه بدونی بی تو من دیوونه میشم رفتی و پیشم نموندی قصه ی قشنگ عشقو تو دیگه واسم نخوندی رفتی باز تنها شدم من دوباره مثل قدیما عاشق مردن شدم من میری اما قبل رفتن اینو تو بدون عزیزم غم رفتنت تا ابد میمونه تو آشیونم... بهار
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم، مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته....
تا حالا شده تو رویا عاشق کسی بشی تا حالا شده تو رویا واسه عشقت بارونی و ابر بشی تا حالا شده تو رویا بگی من بی تو میمیرم تا حالا شده تو رویا بگی من با تو عاشق ترینم تا حالا شده تو رویا دل تو صد بار بلرزه که نکنه شاید عشقت بره از پیشت کوله بارشو ببنده تا حالا شده تو رویا به خدا بگی که ای کاش عشق من کنار من بود کاش که عطر دستاش هنوزم رو دست من بود کاش که خنده های نابش هنوزم تو گوش من بود کاش که این عشق رویایی واسه من واقعیت بود... |
About![]()
دنیا را بد ساخته اند... Archivesهفته چهارم شهریور 1388هفته سوم شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 LinksSpecific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
تنهایی |